من...تولدمه...بیستو چهار ساله شدم...
منتظر ِ سوپرایز ِ آقا گرگه ام :)
+دستشو محــــــکم میکوبه وسط ِ سینه ش میگه: میخوام اینجارو بشکافم بزارمت اینجا.
من ؟ فقط میخندم
*"مهران "
اگه نمیتونه تو اوووج ِ گریه و زاریت بخندونت عاشقش نباش...
خانومه ؟؟؟؟ خدا میدانه چقد خوشحالم برات :*
گفتم منم اینجا به خودم تبریک بگم هفته وکیل رو ![]()
گرفتین که کدومو گفتم؟؟؟
حیف مغازه بسته بود !!!
نقطه سر ِ خط ...
گاهی میشه تمااام ِ دل نگرانی ها – مشکلها- و دردهای مردت رو با تن ِ عریانت تسکین بدی. باور کن !
من اگه روزی نتونم این کارو بکنم...
میرم مطمئنم
برای همیشه!
وقتی بعد از عمرررری باهم بودن هنوووز دستو پام میلرزه زیر ِ سنگینی نگاهت...
وقتی صدام میزنی خانوادم ...!!! …
وقتی تمااام ِ راه سرم چسبیده توی ِ سینه ت...
وقتی حتی ناراحتی ازم با سر انگشتات صورتمو ناز میدی...
دربرابر ِ تمام ِ این همه خوبی کم میارم پسرک ..دربرابر ِ اون چشمای آبدار ِ نافذ ...
نکش منو اینجوری آقای ِ خوشمزه خوشبو ...
*ممنونم برای تک تک ِ لحظه هایی که هستی.
از همینجا اعلام میکنم هممممه دختری آ دعوتن :)
خییییییلی مرسی :* دوستتون دارم بیشتراز اونچه که فک میکردم...
یه مدت نیستم بخاطر ِ امتحان و سیستم پوکیده و مریضی و اینا :*
نی نی با تاخیر تولدت مبارک :***باشه باور کن تا امروز نت نداشتم
لیــــــــــــــــــــــــــــــلی :(
خواهرکم خیییلی سنگ تمام گذاشت ...
تازه خواهر اونم آمده بود و کلی ابرازعشق کرد:)
الهام جون مرررسی خیلی کمک کردی :*